تبليغاتX
يوكابد - یه پست سبز سبز

سلام دوستای گل گلاب خودم چطورن؟

آقا عجب فضایی شده این شهر همه چیز سبز شده همه به ماشینشون سبز می بندن همه سبز می پوشن همه سبزی می فروشن و...خلاصه که سبز تو سبزهو جالب اینجاس که منم که همین جوری بر حسب اتفاق سبز پوشیده بودم همه برام بوق می زدن ای بابا ما رو چه به س ی ا ست آخه؟ ولی امروز به خاطر پگاه جونم دخملی جونم و همه دوستایی که طرفدار می ر ح س ین می باشند پستمو سبز کردم تا بدونن که خیلی دوسشون دارم و با اینکه خودم اهل این حرفا نیستم ولی به عشقتون همه چیز سبز سبزه

یکشنبه بهناز خانوم کدبانویی داشت خفش می کرد بنابراین وقتی که رسید خونه تندی لباسش رو در آورد و یه ک یک شکلاتی گنده خیلی خوشمزه درست کرد بعدم روش رو با خا مه و کاک ائوی ذوب شده و اسمار تیز(نمیدونم تیس درسته یا تیز) تزئین کردم بعد از اونم تمام مبلا رو کشیدم وسط و زیرشون رو جارو و بخار شور کشیدم واییییییییییییی یه دنیا کثیف بود و همه هم خاکبعدم زیر فرشا رو تمیز کردم و همه سنگای تز ئینی رو شستم و خلاصه که خونمون مثل یه دسته گل شده بود البته هنوز یکمی از ویت رین ها و اتاق خواب و... مونده که منتظر یه فرصت مناسبموقتی که شوشو اومد گفتم کی ک خیلی زیاده بیا بریم خونه مامانت اینا و دور هم بخوریم انقده ذوق مرگ شدم از بس که ازم تعریف کردن و تشویقم کردن تازه شراره اینا هم مهمون داشتن نصفیشم دادیم به اونا(حال می کنین چقدر درست کرده بودم) مهمونای اونا هم خیلی خوششون اومد و به من گفتن کوکب خانوم(یادتونه که؟ کوکوب خانم زن با سلیقه ای است. او از شیر حیوانات ماست و ...)                                     

دوشنبه جشن ۱۰ نوه عموم بود منم نیومدم سرکار آخی انقده ناز بود اسمشو گذاشتن آ ر تا وای انقدر رقصیدم دیگه داشتم می مردم ارکسشونم خانوم بود و همه آهنگاش جز آذ ری رو خیلی بد می خوند ولی خدایی خیلی خوب مجلسو گرم کرده بود آهان راستی خوانندهه گیر داده بود به من و همش می گفت باید یه ب وسسسسسسسسسسسس به من بدی منم گفتم عزیزم چرا یکی بهت ۲تا بو س می دمخلاصه اینکه تا ساعت ۷ همش رقصیدیم به خدا تا چند روز اصلا نمی تونستم راه برم تازه پ ر ی هم شدم ولی بازم پر رو بودمیه راستی دیگه خانومه با مادر شوهرش اومده بود و می خوند چه روشن فکر

خوب یه روز و در می دم چون اتفاق خاصی پیش نیومد و من از درد پا رو به قبله بودم

چهارشنبه شب سمانه اینا و شراره اینا اومدن خونمون و من نا خن هاشون رو طراحی کردم (بابا این دستگا ه طر احی نا خن برای من بیچاره شد دردسر)بعد که سمانه اینا رفتن شراره گفت بی بی چک خریدم می خوام امتحان کنم بعد از آز مایش در آزما یشگاه تخ صصی بهناز جواب منفی بود و یعنی که من زن عمو نشدم

پنج شنبه ۱۰:۳۰ از خواب بیدار شدیم و دیوونه بازی درآوردیم و ناهار خوردیم و قلیدیم (چند وقت بود قلیدنمون رو سانسور می کردم ولی بنابه در خواست بعضی هاشو می گم البته شما بدونین که هر شب این برنامه روبه راهه)بعد از اون رفتیم یه سر خونه مامانم اینا از اون طرفم رفتیم برای شوشو لباس خریدیم و شامم رفتیم خونه مامان شوشو 

دیروز رفتیم شهر وند و یه سری خرت و پرت خریدیم از اون طرفم رفتیم دونبال مامان و بابای فرزاد و رفتیم بیمارستان ملاقات عموش. بیچاره دختر عموش ۲۸ ام عروسیشه و هنوز نه لباس گرفته نه طلا خریده نه آرایشگاه دیده خیلی دلم براش سوخت و گفتم که هر کاری داره به من بگه دیگه رسیدیم خونه و بی خیال رژیم دوتا همبرگر خیلی خوشمزه خوردبممن رفتم توی آشپزخونه و به امور مقدس کزتینگ پرداختم و کابینتا رو ریختم بیرون شوشو هم یه کاری داشت رفت بیرون بعد از اونم شوشوی محترم زنگ زد که بیخیال کار آماده شو بیام دونبالت با فرشاداینا بریم پارک منم که خدا نکرده نمی تونم روی آقای شوشو رو بزنم زمین بنابراین پیش به سوی پارک به شراره زنگ زدم گفت تو فقط آب خنک بیار من همه چیز برداشتم منم توی آب یخ و صد البته قلیونارو برداشتم و رفتیم خیلی خیلی خوش گذشت مخصوصا که برگشتنه توی ماشین با شراره کلی رقصیدم و حاصل تمامی اینها خواب ساعت ۱ بود

آخر آخر: بهناز خانم ۲کیلو و نیم وزن کردند البته رژیم رو درست نگرفتم ولی خوشحالم از اینکه میبینم اراده برای این کار دارم

آخر آخر۲: مامان خانومم پیش یه متخصص دیگه هم رفت و اونم همون نظر رو داشت و فعلا باید از دارو استفاده کنه

آخر آخر۳: آیا شما می دونستید که امیر قا سمی پسر خا له لی لا فرو هر می باشد؟

بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس 

  

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/16ساعت 9:40  توسط BEHNAZ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
طراحی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
پیوندها
دخملي گلم
مامان مهسا و ملینا کوچولو
بلفي
هلي عزيزم
راز زمون
نینا جون
روزهای خوب بارونی بهناز جونم و آقا هاشم
سونیا جون
هستی عسیسم
غزل خودمنی
مثل لیمو ، تلخ و شیرین
آریانا جونم
سمیر عزیزم
نسای گلم
دل نوشته های هنگامه جونم
پگاهی با کفشهای کتانی
روزهای شیرین انتظار شهرزاد
آرزو جونم
دردونه جونی
خلوتکده گیتی جون
خاله ريزه
راحله خوبم
جهزیه آلیس جونم
عسل شیرینم
اطلسی های خیس هانا جون
سیندوخت جون
گلی خانوم
تبسم جونی
پاییز بهار زمستون
پرنده مهربون
لیندا خانومی
روزهای سبز الما جونم
شیما جونم
شیرین جونم
ساراسارا جونی
شقایق و حبیبی نفسم
خط خطی های یک مدل اسلامی
شکلک
شکلک های دوست داشتنی
کتاب
سمیر 2
سمیر3
جوجو جان
پرنیان جون
بیتا جونم
مریم جونی با شکلای خوشمل
شاپرک جونی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM