تبليغاتX
يوكابد - تصادف
سلام دوستای خیلی خیلی باوفا و مهربونم مخصوصا شقایق و حبیبی ، پگاه، آلیس، سارا سارا، شهلا و همه دوستای خوب دیگم که بهم سر میزدن و نگرانم بودمخیلی زیاد دوست دارم

خوب حالا اگه گفتین بهناز خانوم این چند وقته کجا بود؟ اصلا بزارین از اول بگم۴ شنبه ۲۷ خرداد من از سرکار رفتم خونه و بعد آماده شدم و رفتم آر ایشگاه ابروهامو صفا دادم و جلوی موهامو کوتاه کردم و پیش به سوی آرایشگاه دوم برای اصلا و رن گ ساژ موهام خوب بالاخره فرداش عروسی دعوت بودیم اونم عروسی قوم شوهر(دخترعموش) ۵ شنبه من بعد از سرکار تندی رفتم خونه و آماده شدم و رفتیم عروسی منم که طبق معمول از اول تا آخر وسط بدم و همه بهم می گفتن قیافت خیلی عوض شده و این مدل مو و آرایش بهت خیلی میادجمعه من آماده شدم برم پاتختی که شوشوجونم گفت ولش کن بیا بریم بیرون و یه دوری بزنیم منم قبول کردم و رفتیم کباب خوردیم و یکمی دور زدیم و اومدیم خونه و فیلم دیدیبم و لالا

اما شنبه صبح من بلند شدم بیام سرکار همین که اومدم اون طرف خیابون یه دفعه نمی دونم یه موتوری از کجا دراومد و زد به منو فرار کرد و من دیگه هیچی نفهمیدمتا اینکه دیدم توی بیمارستانم یه خانوم و آقا منو آورده بودن بیمارستان بعدم زنگ زدیم شوشوی بیچام اومد ای کاش من می مردم نمیدیدم فرزادم اینجوری اشک میریزه و دستمو بوس میکنه منم از گریه اون و از سردد شدید گریم گرفته بود و یه فیلم هندی بازی کردیمدکتر اومد و گفت اوه چقد شوهرش لوسش می کنه و از این حرفا و با هامون شوخی کرد تا ما آروم شدیم و دکتر گفت که عکسا نشون داده که چیزیم نیست و چون بدنم مقاوم بوده جاییم نشکسته ولی به شدت ضرب دیدهدستمو باند پیچی کرد و شوشو بغلم کرد و رفتیم خونهشوشو جونم برای یه امل ت باحال درست کرد به زود خوردم آخه و وقتی می خواستم چیزی بخورم شقیقه هام تیر می کشید سرمم که مثل تو این کارتونا همه جاش قلنبه شده بود اما از اونجایی که من اگه تصمیم به یه کاری بگیرم حتی اگه روبه موت هم باشم اون کارو میکنم گفتم من با خودم قرار گذاشتم حتما شنبه ها به جز مواقع ... برم استخر بنابراین از شوشو نه و از من آره و صدالبته من پیروز شدم و گفتم می رم توی جکوزی آخه بدنم کوفته شده و شوشو جونمم راهی جز قبول کردن نداشت با هم رفتیم دونبال بهاره تا با اون برم الهی بمیرم مامانم انقده ناراحت شد وقتی فهمید و گریه کرد حالا من همش دلقک بازی در می آوردم که مثلا چیزیم نیست و حالم خوبه در صورتی که داشم از سر درد و دست درد می مردمخلاصه رفتیم استخر و من حالم بد شد و بیچاره بهاره داشت سکته می کرد ولی یکم که گذشت بهتر شدم بگذریم دیگه هر روز ملاقاتی و تحویل بازار بود همه موتوری رو نفرین میکردن ولی من میگفتم من ازش گذشتم بابا بیچاره گناه داره خوب شاید گواهینامه نداشته یا ترسیده و خدا می دونه که اصلا حتی یه بارم توی اوج درد موتوری رو نفرین نکردم و از خدا می خوام که هیچ بلایی سرش نیاد چون اونم خانواده داره دیگه اما اگه قول بدین دعوام نکنین یه چیز دیگرم میگم : نمیدونم چند شنبه بود ولی من تو خونه تنها بودم و حوصلم سر رفته بود و تصمیم گرفتم خونه تکونی کنم اونم با یه دستدکور خونرو به طور کلی عوض کردم از جابجایی ویترین و میز ناهار خوری گرفته تا میز تلوزیون و ... ولی خیلی خوب شد و تا شوشو بیاد سیمای تلوزیونم وصل کردم و خونمون خیلی خوب شد حالا شاید عکسشو بزارم همه گفتن اینجوری خیلی بزرگتر به نظر میادوای وقتی شوشو اومد قیافش باور نکردنی بود ولی بعدش دعوام کرد که چرا تنهایی اینارو جابجا کردیو من تا صبح از دست درد ناله کردم 

این هفته هم که همش اینترم قطع بود و اتفاق خاصی نیوفتاد جز اینکه با شوشو رفتیم بیرون و یکمی خرت و پرت خریدیم و من یه شال و یه عطر خریدم و دیروزم نیومدم سرکار و با مامانم اینا رفتیم خرید و دست خال برگشتیم

آخرآخر: عروسی بهنام اینا حتمی شده و جاشونم قطعیه فقط ۵ شنبه قراره بابااینا برن گرگان تات تاریخ رو مشخص کنن و من از این بابت خیلی خوشحالم و براشون آرزوی بهترین هارو دارم 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/09ساعت 10:18  توسط BEHNAZ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
طراحی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
پیوندها
دخملي گلم
مامان مهسا و ملینا کوچولو
بلفي
هلي عزيزم
راز زمون
نینا جون
روزهای خوب بارونی بهناز جونم و آقا هاشم
سونیا جون
هستی عسیسم
غزل خودمنی
مثل لیمو ، تلخ و شیرین
آریانا جونم
سمیر عزیزم
نسای گلم
دل نوشته های هنگامه جونم
پگاهی با کفشهای کتانی
روزهای شیرین انتظار شهرزاد
آرزو جونم
دردونه جونی
خلوتکده گیتی جون
خاله ريزه
راحله خوبم
جهزیه آلیس جونم
عسل شیرینم
اطلسی های خیس هانا جون
سیندوخت جون
گلی خانوم
تبسم جونی
پاییز بهار زمستون
پرنده مهربون
لیندا خانومی
روزهای سبز الما جونم
شیما جونم
شیرین جونم
ساراسارا جونی
شقایق و حبیبی نفسم
خط خطی های یک مدل اسلامی
شکلک
شکلک های دوست داشتنی
کتاب
سمیر 2
سمیر3
جوجو جان
پرنیان جون
بیتا جونم
مریم جونی با شکلای خوشمل
شاپرک جونی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM