![]() |
![]() |
|
|
سلام دوستای خیلی خیلی باوفا و مهربونم مخصوصا شقایق و حبیبی ، پگاه، آلیس، سارا سارا، شهلا و همه دوستای خوب دیگم که بهم سر میزدن و نگرانم بودم
خوب حالا اگه گفتین بهناز خانوم این چند وقته کجا بود؟ اصلا بزارین از اول بگم اما شنبه صبح من بلند شدم بیام سرکار همین که اومدم اون طرف خیابون یه دفعه نمی دونم یه موتوری از کجا دراومد و زد به منو فرار کرد و من دیگه هیچی نفهمیدم این هفته هم که همش اینترم قطع بود و اتفاق خاصی نیوفتاد جز اینکه با شوشو رفتیم بیرون و یکمی خرت و پرت خریدیم و من یه شال و یه عطر خریدم و دیروزم نیومدم سرکار و با مامانم اینا رفتیم خرید و دست خال برگشتیم آخرآخر: عروسی بهنام اینا حتمی شده و جاشونم قطعیه فقط ۵ شنبه قراره بابااینا برن گرگان تات تاریخ رو مشخص کنن و من از این بابت خیلی خوشحالم و براشون آرزوی بهترین هارو دارم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/04/09ساعت 10:18 توسط BEHNAZ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
طراحی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 |
|
RSS
|